بررسی و تبیین مقایسه ای تحولات اصلاحی دینی در مسیحیت در قرن شانزدهم با تحولات دینی در اسلام معاصر : پایان نامه دکترای رشته کلام تطبیقی

بررسی و تبیین مقایسه ای تحولات اصلاحی دینی در مسیحیت در قرن شانزدهم با تحولات دینی در اسلام معاصر : پایان نامه دکترای رشته کلام تطبیقی

این پایان نامه با عنوان بررسی و تبیین مقایسه ای تحولات اصلاحی دینی در مسیحیت در قرن شانزدهم با تحولات دینی در اسلام معاصر از سری پایان نامه های مقطع دکترا (PH.D ) به شما کاربران عزیز سایت مسترداک معرفی میگردد. این پایان نامه در ۳۵۲ صفحه با فرمت Word (قابل ویرایش) در رشته کلام تطبیقی نگارش شده است . در ادامه قسمتهایی برای معرفی و همچنین فهرست مطالب رو خواهیم دید:

چکیده پایان نامه دکترا بررسی و تبیین مقایسه ای تحولات اصلاحی دینی در مسیحیت در قرن شانزدهم با تحولات دینی  در اسلام معاصر :

در اين رساله، به بررسي اجمالي دو دوره مهم و پرتحول در جهان معاصر اسلام و اروپاي غربي مسيحي در قرن شانزدهم پرداخته شده که از قضا، هر يک به مدت يک صد و پنجاه سال طول کشيده، و کوشش شده تا ميزان تأثيرگذاري مباني الهياتي و کلامي بر نهضتهاي يادشده و ميزان تأثير اين نهضتها بر فضاي فکري و فلسفي و اجتماعي و نيز ميزان تأثيرپذيري متقابل آن از جريانهاي فکري و فلسفي بررسي شود.

به بيان ديگر، مسئله اصلي اين بوده است که کدام مبادي فکري، نقطه آغاز تحولات فکري در مغرب زمين بوده و اين که تحولات ديني، تحولاتي درون­ديني بوده يا برون­ديني يا فرض سومي در کار بوده که تحولاتي در بيرون، زمينه­ساز تحولاتي در تفکر ديني شد (سخن کارل بارت) که خود اين تحول، مقدمه­اي براي تحولات ديگر در حوزه فکر و فلسفه شد.

از طرف ديگر در مقام مقايسه، ضمن بررسي شباهتها و مختصات ميان نهضتهاي اصلاحي ديني در اسلام معاصر، بر اين مطلب تأکيد شده است که در جهان اسلام، نهضتهاي اصلاحي عمدتاً جنبه اجتماعي و سياسي داشته و کمتر بهره­اي از مباني نظري به خصوص فلسفي و الهياتي داشته است. اين در حالي است که نهضتهاي اصلاحي در اروپا در دوره مذکور، خاستگاهي الهياتي داشت و در دل جريانهاي فکري نيرومندي رشد کرد که هم موجب غناي آن شد و هم با داشتن عناصر اثباتي و سلبي، مددرسان جنبشهاي فکري و فلسفي شد.

نهضت پروتستاني نه حرکتي ابتدا به ساکن و ابتکاري، بلکه در دنباله حلقاتي فکري رخ داد که جامعه غربي را در حوزه هاي مختلف فکري و فلسفي متحول کرد و البته اين منافاتي نداشته و ندارد که نهضت اصلاحات ديني در قرن شانزدهم بر روند مذکور تأثيرگذار بوده باشد. اما نهضتهاي اصلاحي در جهان اسلام با کمبودها و نارساييهاي متعددي مواجه است؛ از جمله فقر فکري و فلسفي و از بين رفتن سنتهاي پاياي علمي و انديشگي و عدم احساس نياز به ضرورت آن در محافل فکري ديني. در نتيجه، اين تصور نادرست است که تحولات اساسي فکري و فلسفي در اروپا صرفاً خاستگاهي پروتستاني داشته است يا اين که پروتستانتيزم اسلامي بدون در نظر گرفتن مقدمات و معدات فکري آن، در جهان اسلام ممکن است؛ گر چه در سودمندي و ضرورتش نبايد ترديد کرد.

 

پرسش اصلي در اين رساله

آنچه در اين نوشته در صدد بررسي آنيم، این پرسش است که کدام مبادی فکری، نقطه آغاز تحولات و سنگ زیربنا در مغرب زمين در دوره مورد بحث بوده است؟ آیا تحولات «درون­دینی» موجب تحولات عمیق در ساير عرصه­های اندیشه شد یا، به عکس، تحولات فلسفي و تطورات اجتماعی موجب بروز تحولاتی در نگرش دینی شد؟ یا آن که ارتباطي دو سویه و نوعي تقارن میان آن دو برقرار بوده و هر دو بر يکديگر تأثيرگذار بوده­اند؟ به بيان ديگر، آيا نهضت اصلاح ديني به طور عام و اصلاحات پروتستاني به معناي خاص، علت و سرمنشأ تحولات اساسي در غرب در اين دوره و دوره متأخر بود و همو بود که غرب را غرب کرد يا آنکه خودش معلول تحولات فکري و اجتماعي بود؟ يا آن که هر دو،‌ دو جريان موازي بودند که گاه بر يکديگر تأثير و تأثر داشتند.

اگر فرض نخست را بپذیریم، آیا لزوماً چنین است که در جوامع به خصوص جوامع دینی هر گونه تحول در ساحتهای مختلف اجتماع بايد از مسیر تحولات در اندیشه دینی رخ دهد؟ اصلاً چرا اصلاحات ديني و پروتستاني در قرن شانزدهم رخ داد؟‌ وقوع اين امر بر حسب صدفه و اتفاق بود يا آن که لازمه جبري شرايط محيطي بود؟ آيا در غرب نهضت اصلاح ديني در صد سال قبل از دوره اصلاحات امکان وقوع داشت يا نه؟‌ اگر نداشت – گو اينکه بعضي از محققان گفته­اند- چرا نداشت؟ حرفهای لوتر و امثال او، تقریباً همان حرفهایی است که از دویست سال قبل کسانی با همان خلوص و رسایی در جهان مغرب زده بودند و چنان بر آن اصرار ورزیده بودند که کلیسای کاتولیک چاره­ای کنار گذشتن قاعده محبت و عشق، و توسل به داغ و درفش و چوبه دار و سوزاندن ندید. آن جریان به راحتی سرکوب شد و نتوانست دوران­ساز باشد، گرچه الهام­بخش بود.

پرسش ديگر آن است که آيا تحولات ديني در اسلام معاصر، تحولاتي «درون­ديني» است که مي­تواند بر ساحت فکر و انديشه در جهان اسلام اثر بگذارد، يا آن که «برون ديني» و ناشي از تحولات ديگري است و در اين صورت، اگر تحولاتي در انديشه رخ دهد، بايد منتظر بازتابهاي آن در انديشه ديني باشيم و گر نه، يا تفکر ديني ما عقيم و نازاست يا چندان بي­عيب و نقص که نيازمند هيچ تحولي نيست.

به هر تقدیر، در میان کسانی که تجربیات بیرونی را پیش روی نهاده­اند و معتقدند باید از آن بهره گرفت، عده­ای تصور کرده­اند که توفیقات تمدن مغرب­زمین از آن زمان رخ داد که غرب در اندیشه دینی خود تجدید نظر کرد و الهیات خاصی را جانشین الهیاتی دیگر کرد.

در هر جامعه­ای که جامعه دینی تلقی شود و دین در جامعه، فرهنگ و سیاست تأثیرگذار باشد، نگاه الهیاتی بر همه چیز تأثیرگذار خواهد بود و هر گونه پیشرفت یا پسرفت تحت تأثیر آن خواهد بود. با این نگاه تصور شده است که غرب تا زمانی که نگاه دینی کاتولیکی و اسکولاستیکی بر آن فرمانروایی می­کرد، به دستاوردی بیش از استبداد دینی، عقب­ماندگی اجتماعی و اقتصادی دست نیافت و همین که از این نگرش خسته و سرخورده شد، و نگاهی اصلاح­طلبانه و پروتستانی با مباني محکم الهياتي را پذیرفت، به ناگاه افقهای امید وپیشرفت را در برابر خود مشاهده کرد.

حال در جهان اسلام و در کشور ایران اگر خواهان تحولی اساسی در ساحت فرهنگ، اجتماع، سیاست و اقتصاد هستیم عین همین داستان باید تکرار شود، زیرا به قول حکيمان، حکم الامثال فیما یجوز و فیما لایجوز واحد. از همین روست که این گروه معتقدند یگانه حل مشکل ما روی آوردن به اسلامٍ پروتستانی است. کساني که تجربه اصلاحات پروتستاني را تنها نسخه مفيد براي تحولات فکري در جهان اسلام در دوره معاصر مي­بينند، دو پیش­فرض در کلامشان هست که اثبات نشده و شاید اصلاً به مرحله اثبات نرسد یا خلافش صدق کند که عبارتند از:

 

نخست آن که غرب را نوع نگاه دینی – یعنی پروتستانی­اش- متحول کرد و تا زمانی که این نگاه پدید نیامد، حتی با گذشت صدها سال و تحولات فراوان اجتماعی، سیاسی و دینی، اتفاقی نیفتاد.

و دوم آن که ما نیز برای دست­یافتن به آنچه غرب به دست آورد، باید راه آنان را طی کنیم و هیچ راهی فرارویمان نیست جز این راه.

 

 ما در این نوشته در صدد بررسی و کاوش ابعاد دو نکته هستیم:

نخست آن که آیا شکوفایی کنونی تمدن غرب (و در نقطه مقابل، عقب­ماندگیش در قبل از دوره مدرن) صرفاً معلول نگاه دینی و الهیاتی­اش بود؟ آیا نمی­توان گفت که جریانی فکری و نیرومند در غرب شکل گرفت که در گذشته دیرینه­اش ریشه داشت و همین جریان بر تفکر دینی هم تأثیر گذاشت و آن را دگرگون کرد؟ البته از آنجا که همۀ تحولات در ساحت اجتماع بر یکدیگر تأثیرگذارند، تفکر دینی هم در عین تأثیرپذیری، بر تفکر فلسفی­اش تأثیر گذاشت و بدین سان، رابطه­ای دو سویه میان فلسفه و الهیات برقرار شد و هر دو در نیرومندشدن همدیگر سهیم شدند. رابطه میان این دو بخش چنان قوی است که امروزه نیز نمی­توان فلسفه غربی را بدون الهیات مسیحی به خوبی درک کرد، زیرا این فلسفه در خاستگاهی الهیاتی نشو و نما یافته است و از سوی دیگر، الهیات نیز در بستری کاملاً فلسفی رشد کرد تا جایی که اولین سخن در یکی از مهمترین منابع تفکر مسیحی، سخنی است که از ساحت فلسفه به عاریت گرفته شده است.

دوم آن که همان نگاه به عینه برای ما کافی و ضروری است و نسخه­ای که برای آن بیمار نوشته شده است، عیناً برای بیمار دیگر هم باید استفاده شود؟ در این صورت، هر دو جامعه، به رغم تفاوتها در باورها و نگرشها و منش و اخلاق در شرایط یکسانی هستند یا آنکه شاید آن نسخه شفابخش، سم مهلکی برای دیگری یا دارویی فاقد تاثیر باشد؟

 

در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود. همان در ابتدا نزد خدا بود. همه چیز به واسطه او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت. در او حیات بود و حیات نور انسان بود و نور در تاریکی می­درخشید و تاریکی آن را درنیافت (انجیل یوحنا).

 

فهرست

پیشگفتار

مناسبات تاريخي اسلام و غرب…. ۱

پرسش اصلي در اين رساله.. ۸

اصطلاحات…. ۱۱

پيشينه بحث از پروتستانتيزم اسلامي… ۱۵

 

فصل دوم: عصر اصلاحات ديني۲۹

وقوع جنگهاي صليبي… ۳۵

دوره آباء. ۴۵

قرون وسطي… ۴۷

دو انتقاد اساسي… ۴۸

کشف دوباره ارسطو.. ۶۰

ادوار قرون وسطي… ۶۱

دوره رنسانس….. ۶۷

اومانیسم.. ۶۹

دسیدرئوس اراسموس (۱۴۶۶-۱۵۳۶). ۷۴

دورۀ مدرن (۱۷۰۰- تا امروز). ۷۹

ملاحظات مهم در مورد نهضت اصلاحات ديني… ۸۳

 

فصل سوم: دوره اصلاحات دینی

آناباپتیستها یا جناح چپ نهضت اصلاح دینی. ۹۲

الف. برگزاری شورای ترنت…. ۹۳

ب. راه­اندازی دوبارۀ دستگاه تفتیش عقاید یا انکیزاسیون.. ۹۸

ج. تاسیس جامعه یسوعیان.. ۹۹

مروري بر زندگي اصلاحگران ديني در قرن شانزدهم.. ۱۰۰

مارتین لوتر (۱۴۸۳- ۱۵۴۶). ۱۰۲

لوتر و سایر ادیان.. ۱۱۹

اولریخ تسوینگلی… ۱۲۲

ژان کالون (۱۵۰۹-۱۵۶۴). ۱۲۴

مقایسه جریان لوتری با جريان کالونی… ۱۲۹

 

فصل سوم: حولات اصلاحي در جهان اسلام۱۵۵

ستيز با انديشه در جهان اسلام. ۱۶۱

جریان اصلاحات ديني در کشورهای عربی (مصر و شامات)  ۱۸۳

شیخ محمد عبده (۱۲۶۶-۱۳۲۳). ۱۹۲

محمد رشید رضا (۱۸۶۵-۱۹۳۵). ۱۹۳

عبدالرحمن کواکبی (۱۲۹۵-۱۳۲۰). ۱۹۳

حسن البنا (۱۹۰۶-۱۹۴۸). ۱۹۵

سید قطب (۱۹۰۶-۱۹۶۶). ۱۹۶

جریان اصلاحات ديني در ترکیه. ۱۹۶

بدیع الزمان سعید نورسی (۱۸۷۳-۱۹۶۰). ۱۹۷

جریان اصلاحات ديني در ایران.. ۲۰۰

محمدحسین نائینی (۱۲۷۷-۱۳۵۵ق). ۲۰۲

امام خمینی (۱۲۸۱-۱۳۶۸). ۲۰۳

منطقه شبه جزیره هند.. ۲۱۸

جماعت تبليغ.. ۲۲۰

احتمالات در باب علل انحطاط مسلمانان. ۲۲۱

 

فصل چهارم: شباهتها و تفاوتها۲۲۴

محور تشابهات: ۲۲۷

محور تفاوتها و مفارقات: ۲۵۲

 

فصل پنجم: خاتمه۲۸۱

ضمائم.. ۳۰۶

اعلاميه نود و پنج ماده­اى لوتر.. ۳۰۶

يادداشتى بر “اعلاميه نود و پنج ماده­اى لوتر”.. ۳۲۲

کتابنامه. ۳۳۰

 

 

 

 

0/5 (0 Reviews)
مراحل خرید فایل دانلودی
اگر محصول را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0