بررسی دیوان قصاید مجيرالدين بيلقانی :پایان نامه دکتری(PH.d) رشته زبان و ادبیات فارسی

بررسی دیوان قصاید مجيرالدين بيلقانی :پایان نامه دکتری(PH.d) رشته زبان و ادبیات فارسی

با پایان نامه ای از مقطع تحصیلات تکمیلی دکتری(PH.d)  رشته زبان و ادبیات فارسی با عنوان “ بررسی دیوان قصاید مجيرالدين بيلقانی ”  در خدمت شما دانشجویان گرامی هستیم. این رساله با فرمت Word (قابل ویرایش ) در ۴۰۷ صفحه نگارش شده است . در زیر چکیده ای از این پایان نامه ارزشمند آمده است که با خواندن آن به ارزش این پایان نامه رشته ادبیات فارسی پی خواهید برد.همچنین برای برای دسترسی به متن کامل پایان نامه ادبیات زندان رشته ادبیات فارسی ، می توانید از لینک زیر فایل را دانلود نمایید .

چکیده پایان نامه آماده بررسی دیوان قصاید مجيرالدين بيلقانی:

در اين وجيزه‌ي مختصر سعي شده است كه واژه ها، تركيبات، صنايع بديع، نكته هاي بلاغي و بعضي نكات دستوري، اشارات قرآني، تلميحات و … به ۲۰ قصيده اول ديوان مجيرالدين بيلقاني توضيح داده شود.

با استناد به ديوان مجيرالدين بيلقاني به تصحيح و توضيح مرحوم دكتر آبادي، تنها كار صورت گرفته روي قصائد ديوان مجير، و با استفاده از فرهنگهايي مانند فرهنگ اشارات و تلميحات، شروح مشكلات و قصائد ديوان خاقاني (استاد مجير)، لغت نامه دهخدا، فرهنگ معين، برهان قاطع، فرهنگ اساطير، الابنيه، فرهنگنامه شعري و ديگر فرهنگها و … .

ضمن شرح ابهامات و مشكلات ابيات دشوار قصايد، معني روان تمامي ابيات نوشته شده است.

 

مقدمه دیوان قصاید مجيرالدين بيلقانی :

مجيرالدين در اوايل نيمه‌ي اول قرن ششم هجري قمري متولد شده و تاريخ تولد وي دقيقاً معلوم نيست. زيرا در تذكره ها و اشعار خود او بدين مطلب اشارتي نرفته است. (ديوان مجير، ص سه)

در اينكه منشأ و مولد او شهر بيلقان از توابع شروان است هم خلافي نيست و قطع نظر از شهرت آن ميانة تذكره نويسان و مورخين، از اشعار خود وي نيز، اشاراتي به دست توان آورد. (۱)

به روايت مجمع الفصحا او به سال ۵۷۷ وفات يافت و مؤلف شاهد صادق وفات او را به دو طريق نقل كرده. يكي آنكه در سال ۵۸۶ به قتل رسيد و امين احمدرازي نيز گويد كه عوام و اوباش اصفهان او را از خلعت حيات عاري كردند ولي سال حادثه را به دست نمي دهد و ديگر اينكه به سال ۵۸۹ به اجل طبيعي درگذشت و گويا سخن اول به صواب نزديكتر باشد، چه در ديوان مجير، اشارايت كه زندگاني او را پس از اين ثابت كند، نتوان ديد.(۲)

تحصيلات ادبي و شعري خود را نزد خاقاني كرده است و اين مطلب علاوه بر اشاره‌ي تذكره نويسان، از گفتار خاقاني نيز برمي آيد. (۳)

در روزگار سلاجقه، از ميان مذاهب سنت، چهار مذهب كه تا روزگار ما نيز باقي مانده است و به نام مذهب حنفي، شافعي، مالكي و حنبلي ناميده مي شوند، رواج داشته است. منتهي مذهب حنفي و شافعي، پيروان زيادتري داشته است و مجير در قصيده اي كه به مطلع زير ساخته، صدرالدين خبندي را كه مشهورترين فرد خاندان خنجنديان اصفهان است و علاوه بر مقام فقاهت، شاعري لطيف بوده است، مدح گفته است به خوبي، مذهب مجير كه شافعي بود آشكار مي شود زيرا خجنديان يا آل خجند يكي از خاندانهاي علمي و روحاني شافعي مذهب اصفهان بودند كه مدت چندين قرن رياست علمي اصفهان را داشته و عده اي كثير عالم و فاضل و اديب و شاعر و واعظ از بين آنها برخاسته است و در برابر اين خاندان، خاندان آل صاعد قرار داشت كه يكي از خاندانهاي علمي و روحاني حنفي مذهب در اصفهان بودند، و دليل ديگري كه بر شافعي بودن شاعر مي توان ارائه داد اينكه در قسمنامه اي كه در فوق مذكور افتاد به حضرت حسين بن علي و حسن بن علي دو نورديده فاطمه زهرا سوگند ياد مي كند:

به ظلم كشته كه بدرشك غتچة سيراب           به زهر خورده كه بر نور ديده زهرا

بايد دانست كه شافعيان از لحاظ اصول عقايد مذهبي به شيعيان نزديكتر از ساير مذاهب اربعه هستند و به خاندان علي بن ابيطالب ارادت مي ورزند و اين حقيقت از بيت فوق به خوبي پديدار است.

مجيرالدين در موارد عديده از خلفاي اربعه نام برده و به ستايش آنها پرداخته است.

بوده با هم هرچهار از بهر حل و عقد شرع                 در صفا اخوان و خصم اهل اخوان‌الصفا

و در قسمنامه اي كه به مطلع زير ساخته به چهار يار نبي سوگند مي خورد:

ز دار ملك جهان روي در كشيد وفا               چنانكه زو نرسد هيچگونه بوي به ما

به صدق همدم هجرت به عدل شمع بهشت              به خون خسته غوغا به شير صف وغا

و در باب عدل عمر چنين گفته است:

زه زه اي شاه جهانبخش كه در نوبت تو          عدل را چاشني سكه عدل عمرست

بر زمين عدل عمر كن كه زمين دار فناست                 وز جهان نام نكو بر كه جهان برگذرست

(ديوان مجير، صص شش و پنج)

مجير به دربارهاي اتابكان آذربايجان يعني شمس الدين ايلدگز (۵۵۵- ۵۶۸) و نصره الدين جهان پهلوان محمدبن ايلدگز (۵۶۸- ۵۸۱) و قزل ارسلان عثمان بن ايلدگز (۵۸۱- ۵۸۷) اختصاص داشته و علاوه بر آنان مدايحي از ركن الدين ارسلان بن طغرل سلجوقي (۵۵۵-۵۷۱) و سيف الدين ارسلان نامي كه گويا صاحب در بند بوده است هم در ديوان او ديده مي شود. (۴)

چنانچه مي دانيم مجيرالدين شاگرد خاقاني بوده است، ولي بعد به علتهايي كه افسوس در جامعه بشري از آن گونه علتها وافر بروز مي كند، بر ضد استاد برخاست و به همانطور كه خاقاني استاد خود ابوالعلاء گنجوي را هجو كرد، مجير نيز خاقاني را هجو ساخت. به قول تذكره نويسان مجير با سمت مأموريت دولتي به اصفهان رهسپار شد، ولي اهالي اصفهان چنانكه سزاوار بود پرواي او نكردند و او را از اين حيث رنجشي حاصل گشت و اشعاري سرود و اصفهانيان را هجو كرد؛ از آن جمله اين رباعي بگفت:

گفتم ز صفاهان مدد جان خيزد           لعلي است مروت كه از آن كان خيزد

كي دانستم كاهل صفاهان كورند؟                  با اين همه سرمه كز صفاهان خيزد!

از اين جهت موجبات خشم مردم آن سامان فراهم آمد و شاعران آنجا بدو پاسخ گفتند.

در ضمن جمال الدين عبدالرزاق به تصور اينكه اين هجا به تحريك خاقاني گفته شده است، مجير و خاقاني هر دو راه هجو كرد و اين تعريض به گوش خاقاني رسيد و براي رفع اشتباه، قصيده معروف مدح اصفهان را با مطلع ذيل ساخت:

نكهت حوراست يا صفاي صفاهان                 جبهت جوز است لقاي صفاهان

و در ضمن اين قصيده نسبت به مجير با تعبير (رجيم) اينگونه طعنه زد:

ديو رجيم آنكه بود دزد بيانم              گردم طغيان زد از هجاي صفاهان

او به قيامت سپيد روي نخيزد             زآنكه سيه بست بر قفاي صفاهان

به موجب روايت مجير را عوام و اوباش اصفهان در سال (۵۸۶ هـ . ق) كشتند و بنابر روايت ديگر وي در پانصد و هشتاد و شش در تبريز وفات يافت و در مقبره الشعرا مدفون شد.

مجيرالدين به لطافت طبع و جودت قريحه بر بيشتر سخن گويان زمان خويش رجحان دارد و قصائدش به رواني الفاظ و وضوح و روشني معاني ممتاز است، و قسمتي از آنها چندان لطيف و دلپذير است كه بي‌حد موثر مي افتد و هوش و دل خواننده را مي ربايد و مي فريبد و آهنگي طرب‌انگيز دارد آنچنانكه در اشعار منوچهري موجود است و به راستي هرچه از سلاست و سلامت آن گويند بجا باشد …

آنچه او به رويه استاد خود يعني خاقاني سروده اگرچه نسبت به اشعار خاقاني ساده تر و به فهم عموم نزديكتر است. ليكن از جهت متانت سبك و دقت معني و جزالت اسلوب به پايه سخن خاقاني نمي رسد، بخصوص ابيات و قصائدي كه موضوع آنها زهد و موعظه و در جواب قصائد استاد است از جهت لفظ و معني سست و بي نمك و اكثر بر ضعف تعليل و سوء تعبير مشتمل مي باشد و با اين همه، اساس بسياري از مضامين قصائدش منتحل است و در اشعار خاقاني توان ديد. (۵)

وي شاعر خوش ذوق مدح پردازي بوده است، ولي با وجود شيرين سخني و تاثير و لطفي كه اوراست، تعمق علمي يا روح عرفاني در شعرش كم توان يافت.

در مدح همان اغراق شاعرانه و هنرنمايي ماهرانه و تشبيه و قياس استادانه را به كار برده كه شاعران خراسان را عادت بود. گاهي هم ممدوح را با عدل و سخاوت و امن بخشي و شجاعت ياد مي‌كند. و …

 

شيوه كار محقق

در گزارش اين بيست قصيده اول ديوان مجيرالدين، به ترتيب ذيل عمل شده است:

پس از معرفي كوتاه هر قصيده معاني لغات و واژگان، اصطلاحات، كنايات و تعبيرات ابيات توضيح داده شده، و در مواردي كه استشهاد از نظم و نثر ادبي فارسي- مخصوصاً از اشعار خود شاعر- در روشن شدن مطلب مؤثر بوده، بدين امر پرداخته شده است، و در معرفي قصايد به منابعي از قبيل تاريخ ادبياتها، سخن و سخنوران استاد فروزان فروحاشيه‌ي اين كتاب، پاورقي ديوان مجير و ديوان خاقاني مراجعه شده تا به اصطلاح شأن نزول قصايد، سخنان استاد فروزانفر درباره بعضي قصايد و ابيات آن و تقليد مجيرالدين از استادش خاقاني در سرودن چامه هايش، بررسي شود.

تلميحات و اشارات ابيات با مشورت استادان و اهل ذوق و شعر و استفاده از منابعي همچون فرهنگ تلميحات و اشارات دكتر شميسا و … توضيح داده شده است و نيز هرجا كه نكاتي بلاغي و دستوري وجود داشته ذكر شده است.

در مواردي كه معني بيت ها بر اساس واژگان و تركيبات به كار رفته در آن مبهم و نامفهوم به نظر مي‌رسيده، در صورت مفهوم بودن ابيات با واژگان و تركيبات نسخه هاي ديگر- كه در پاورقي ديوان آمده بود- معني آنها نوشته شده است.

همچنين اگر معني بيت، قابل توجيه به وجه يا وجوهي ديگر نيز بوده، به ترتيب اولويت معنايي، آن وجه يا وجوه نيز ذكر شده است.

تمامي ابيات توضيح داده شده و دست كم معني روانش نوشته شده است و هيچ بيتي حذف و يا به بهانه سادگي به حال خود رها نشده است.

مراحل خرید فایل دانلودی
اگر محصول را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0